یکی از سخت ترین حس های دنیا استیکی از غریب ترین حس هایی است که یک انسان میتواند آن را تجربه کندمهم نیست که چه کاره باشی ، در چه سنی باشی، پولدار باشی یا فقیرمهم نیست دورت شلوغ باشد و پر از آدم های مختلف باشدمهم نیست که شاد و خندان باشی و همیشه خنده بر لبتان باشدمهم نیست که مدرکت چی باشد دکتر باشی یا مهندس یا یک دانشجو و محصل مهم نیست که مرهم زخم های دیگران بوده ای و دلت پر از دردهای دوستانت استحتی مهم نیست متأهل باشی یا مجرد ، فرزند داشته باشی یا نداشته باشیاین حس میتواند سراغت بیاید و درون تو را بهم بریزد مثل یک پیله به دور افکارت بپیچد و نگذارد به هیچ کارت برسی کم کم باعث میشود نتوانی به خیلی از برنامه های زندگی ات برسی و احساس کنی آدم موفقی هم نیستی بی نشاط میشوی، خنده هایت دیگر از ته دل نیست حتی از تفریح هم لذتی نمیبریترجیح میدهی یک گوشه به دور از ادم های اطرافت بشینی و روزها را شب کنی و در خلوت خودت شبها را سپری کنیکار به جایی میرسد که دیگر ادم حوصله ی خودش را هم ندارد گاهی ساعت ها میگذرد و یک گوشه میشینی و منتظری که یک اتفاق حال و هوایت را دگرگون کندخودت را مشغول کارهای دم دستی زندگی میکنی یا آنقدر سرت را شلوغ میکنی که دیگر نتوانی به این حس تنهایی فکر کنی اما بازهم تمام این کارها نمیتواند دغدغه ی تنهایی ات را برطرف کند!تو مانده ای و کلی از احساس های منفی که از این دنیا حس قفس بودن میکنی حس خفگیاحساس میکنی امیدی نداری که بخاطر آن بجنگی و تلاش کنیو اگر این حس ها در کنار توست بیا که در پست بعد میخواهم بیشتر با تو صحبت کنم..
+ نوشته شده در دوشنبه دوازدهم تیر ۱۴۰۲ ساعت 22:22 توسط علی
|
برچسب:
نویسنده: ماهان طاهری
تاريخ: شنبه
14 مرداد
1402 ساعت: 12:42